چگونگی آشنایی من و شوهرم

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

آشنایی من و شوهرم در واقع سنتی بود. اونا اقوام ناتنی تو شهر ما دارن و بعضی وقتا میومدن شهر ما برای مسافرت . تو این مسافرتها مادرشوهرم منو دیده بود و خوشش اومده بود. با مادر من دوست شده بود و رفت و آمد داشت. من بچه بودم اون موقع. بعدا که بزرگتر شدم شونزده ساله بودم که از من خواستگاری کردن . اون موقع ما حتی یک بار هم شهر جیرفت رو ندیده بودیم. فقط اوصافشو شنیده بودیم که آدمهای وحشی و خلافکار هستن ما هم عقیده داشتیم که خب آدم خوب و بد همه جا هست....

  • مطالب مرتبط
  • کلکسیون دوست دخترهای شوهرم در زمان تاهل
  • دروغ های شوهرم
  • نمونه ای از افتخارات شوهرم
  • مادرشوهرم
  • دزدیدن بچه ام توسط مادرشوهرم
  • نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : جمعه 27 اسفند 1395 ساعت: 5:49
    برچسب‌ها :