چرا من ساده زنش شدم

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

دعا کنید زودتر بتونم جدا بشم ازش . این مردک با مادرش من و خانوادمو گول زدن. این یه شیاد بزرگ بود خودشو یه عاشق پیشه جا زده بود که اگر من باهاش ازدواج نکنم هم خودشو هم منو میکشه. میگفت من ..... (یه شغل عالی) هستم در صورتی که اصلا هیچ شغلی نداشت. میگفت سه تا خونه دارم تو سه شهر مختلف . میگفت زن ندارم. میگفت میام شهر تو زندگی میکنم یه خونه برات میخرم میزنم به نامت تو کوچه مادرت اینا. میگفت باید حتما درستو ادامه بدی من سال سوم دانشگاه تهران بودم میگفت با هواپیما میفرستمت دانشگاه بااااید بری و درستو ادامه بدی ولی نذاشت. میگفت مادرم از غصه تو بیماری اعصاب گرفته دکترا گفتن یک سال و نیم دیگه بیشتر زنده نیست (چون گفتم که پنج سال قبل از این جریان هم این خواستگار من بود و بعد از پنج سال مجدد اومده بود) چقدر گریه کرد و چقدر من ساده براش گریه کردم. راجع به اختلاف فرهنگی هم اثلا در مخیله ام هم نمیگنجید که هنوز همچین افکاری وجود داره . فکر میکردم همه شهرها مثل شهر خودم و تهران و... هستن. اما زهی خیال باطل...

نویسنده : بازدید : 5 تاريخ : جمعه 27 اسفند 1395 ساعت: 5:49
برچسب‌ها :